moussahashemzadeh-shahrokhi

در سال بیش از نمایشگاه نقاشی را می بینم كه البته تعداد قابل توجهی نیست، نسبت تعداد گالری های تهران و البته بسیار زیاد است نسبت به اینكه در همین تعدا كه غالب شان را به پیشنهاد كسی رفته ام، منظورم این است كه حداقل به اطمینان این كه یك نفر این نمایشگاه را پیشنهاد می دهد رفته ام و كارها را دیده ام. به جرات می شود گفت نمایشگاه خوب نقاشی بسیار كمتر از آن چیزی است كه بشود فكر كرد. كارهای سطحی و اغلب در حد ژوژمان های دانشجویی كه سعی می كنند با ارائه فاخر در زیر هالوژن های نمایشگاه خود را به بیننده تحمیل كنند و البته موج نقاشانی كه به جرات عمر حرفه ای ایشان به سه یا چهار سال می رسد درصدد پربار تر كردن رزومه های خود برای نمایشگاه بعدی سا فلان سفارت دارند كه بحثی است جداگانه.آن چه مسلم است اینها نه تنها در زمره رزومه یك هنرمند جایگاه ارزشی نمی توانند داشته باشند بل در دیدگاهی خاص خود ضد ارزشند، مدارك دانشگاهی و عنوان های عجیب رسمی و غیر رسمی نیز از این نوعند. “سگ های دست ودلباز” عنوان نمایشگاه نقاشیهای محمد رضا شاهرخی نژاد در گالری گلستان بود. محمد رضا را از سال هفتاد و نه می شناسم. نمایشگاه رضا را دوست داشتم، البته منكر این نیستم كه پی گیری كارهای دوست و هم دانشگاهی می تواند برای آدم جذاب باشد. حال آنكه اطلاع از نمایشگاه بعضی دوستان یا دیدن كارهای چاپ شده ایشان نیز برایم بسیار جذاب است و اغلب پس از دیدن جذابیتش را از دست می دهد. چند جمله ای به بهانه نمایشگاه محمد رضا شاهرخی نژاد: moussahashemzadeh-shahrokhi1
اول؛ نمایشگاه رضا را دوست داشتم چون به بعضی از مسائلی كه در نمایشگاه ها كم كم به صورت قاعده در آمده، پایبند نبود، حال اینكه رضا به عمد این گونه عمل كرده و یا به اجبار فضای گالری و دیگر مسائل در حاشیه است. یعنی خواسته یا ناخواسته این نمایشگاه حامل اتفاقی است كه من آن را می پسندم؛ تنوع در اندازه و تكنیك آثار كه بر خلاف غالب نمایشگاه ها اتفاق می افتد به شناخت بیشتر مخاطب از نقاش كمك بسزایی می كند. اینكه نقاش در آتلیه خود مشغول كار است، یكروز روی كاغذ، فردا روی شیشه و شاید همان روز بومی را هم زیر رنگ بگزارد به این معناست كه این نقاش به كار فكر میكند و نه به سبك منظم ارائه در گالری، هرچند معتقدم شیوه منظم ارائه در برخی شیوه های اجرایی و یا اندیشه های حاشیه ای اثر می تواند موثر واقع شود، ولی نمی توانم بپذرم كه آثار نقاشی یك شخص در چهار سال فقط در چهار سایز اجرا شده باشد و جالب تر اینكه برای نمایشگاه بعدی قبل از موضوع و بهانه به ابعاد نمایشگاه بعدی فكر كند.
دوم؛برخی آثار رضا در دو سطح اجرا شده بودند، یعنی اثر با قاب تكمیل می شد به صورتیكه رنگ اجرا شده در پشت شیشه قاب در واقع سطح رویی اثر محسوب می شد. درباره این آثار پیش از اجرای شان با رضا حرف زده بودم، و دروغ نگویم دوهفته ای داشتم بهشان فكر میكردم، ایده بسیار جذابی بود با قابلیت زنده نگه داشتن اثر با تابش نورهای مختلف، یعنی به جای آنكه نقش برجسته حجمی باشد، نقش گود نقاشی می شد… .در بدو ورود به گالری دنبال این آثار گشتم ولی احساس كردم كه اجرایشان، نمی توانم بگویم بد، شاید بشود گفت درست نبود. كارهایی كه من در ایده ایشان یك اكسپرسیو خاص تهاجمی را شنیده بودم، به آثاری دكوراتیو با ارتباطی خنثی بدل گشته بودند.به دنبال علت گشتم، رضا خودش چند دلیل آورد، گفت سختی هماهنگی بین اثر و سایز قاب و شیشه و علت كند شدن اجرای نهایی و قاعدتا فرسایشی شدن آن است. ولی به نظر من قالب شیوه اجرایی اثر نیاز به متریال خاص خود دارد. پیش تولید یك اثر نقاشی گاه از خود اجرا مشكل تر است ولی در نهایت این پیش تولید كه شامل مراحلی كه رضا هم به آن اشاره كرد می تواند باشد، اثری متفاوت را ارائه خواهد داد. ساختن رنگهایی خاص برای شیشه از سوی نقاش و یا بازی با فرم های كاغذی در پشت شیشه شاید به این زودی به جواب نرسند ولی لازم اند. تجربه تكنیك جدید سخت و لذت بخش است و از همه مهمتر زمان بر تا به نتیجه رسیدن.
سوم؛ فضاهای خالی رضا بی برو برگرد خوب اند، اجراهایی كه علاوه بر سادگی در نوع برخورد به انسجامی خاص در تركیب عناصر دست پیدا كرده اند. بی شك می توان تاثیر عكاسی های رضا و همچنین عكاسی شیا گرا را در این آثار دید. عدم وجود عمق میدان طبیعی و شخصیت سازی برای عناصر تصویر از ویژگیهای به كاربسته شاهرخی نژاد در این دست آثارش است.
چهارم؛ از دیدن دو اثر محمد رضا شاهرخی نژاد به وجد آمدم، این دو اثر كه حاصل نقاشی با رنگ رقیق بر روی كاغذ كاهی بود نه تنها شخصیت خاص آرتیستیك داشتند بلكه به بیان ویژه ای دست پیدا كرده بودند. پرتره سگ كه تمام سطح كاغذ را پوشانده در حالتی خیره به روبه رو نگاهت می كند، رنگ پریده تر از آن می نماید كه هشدار دهنده باشد، تكنیك آزاد و بدون وسواس این تصویر بر روی كاغذ كاهی چروك خرده به زعم من بهترین اثر این نمایشگاه را به وجود آورده. moussahashemzadeh-shahrokhi2

[manual_related_posts]

    This post has 1 comment

  1. 20 Feb 11 - 3:02 am - #

    sedaei az hap hapi nashenidim balke chan nemone rangi dar hesai talabe amorzesh mitalabidan.kash agar sagi hast sdaiash ra binande beshnavado tars besepard be khaterash.va shaiad tafriei bode az sare khosh.ghezavat hagh nist vali cho be dideie hazer amad khahane nazari bi chone dashtim az sare dard.khosh ghadam bashid dar honar .ia ahora.

Post a comment

Animal Photography (4)
Artists (93)
Authors (8)
Black & White (36)
Books (12)
DailyLife (76)
DailyWriting (52)
Drawing (2)
Drawing Books (1)
Illustrator (3)
Lawyer (2)
Musician (5)
Painters (11)
Philosopher (4)
Photographers (11)
photography (17)
Photography Books (7)
Political (8)
Political Persons (12)
Portrait (96)
Puppet theater (7)
Still Life (3)
Theatre (110)

WP Cumulus Flash tag cloud by Moussa Hashemzadeh requires Flash Player 9 or better.


  • اسب مرده
  • عبدالعلی ادیب برومند
  • حسین شاه حسینی
  • سودابه اسماعیلی
  • صادق زیباکلام
  • محمدعلی دادخواه
  • هادی خانیکی
  • محمد رجبی
  • فرشاد مومنی
  • دکتر رضا داوری
  • فریدون سحابی
  • سید محمدرضا بهشتی
  • مصطفی ملکیان
  • دختران مهندس مهدی بازرگان
  • سعید حجاریان
  • سید محمود دعایی
  • محمدرضا لطفی / در ازل پرتو حسنت زتجلی دم زد
  • نغمه ثمینی
  • در شوره زار – روایت زرد
  • در شوره زار – روایت قرمز
  • تمرین نمایش “در شوره زار”-2
  • تمرین نمایش “در شوره زار”-1
  • مرز
  • روایت ناتمام یک فصل معلق
  • پسران آفتاب
  • پیمان هوشمندزاده
  • زمان لرزه
  • در حاشیه انتخابات ریاست جمهوری
  • سه مرثیه هذیان
  • روز سیاوش
  • غبار
  • مرده ریگ
  • ویتسک Woyzeck
  • مکبث
  • عجایب المخلوقات
  • آمدیم نبودید رفتیم
*****
*****