“پرسه در حوالی زندگی”؛ روایت : مصطفی مستور، انتخاب عکس: کیارنگ علایی، برگردان به انگلیسی: محمد فیض الله، نشر چشمه و نشر رسش”پرسه در حوالی زندگی ” مجوعه متن وعکسی است که هرکدام راوی مستقلی است از ما وقعی که گاه در تخیل راه خود را طی میکند و گاه شاهد از عکس می آورد. در این تعامل هنرمندانه عکس و ادبیات است که در می یابیم چرا هنرهای بصری ارزش و اعتبارشان روز افزون است؛ در کنار این مجانست است که هرگاه گوشه ای از نوشته های مصطفی مستور به یادمان بیاید بی درنگ صحنه های درخشانی که به انتخاب کیارنگ علایی در کنارشان چاپ شده، در ذهنمان خواهد درخشید. انتخاب سلیقه است اما پس از آن می توان تاثیرش را سنجید و ارزیابی کرد.

در ابتدای کتاب کیارنگ علایی در نوشته ای که عنوان “چراغانی یم باغ متروک” به آن داده است؛ می کوشد توضیح دهد چگونه این مجوعه گردآوری شده است. در بخشی از این متن آمده است ” عکس با یک لحظه قطعی مواجه است اما ادبیات می تواند این لحظه را ادامه دهد، می تواند به چیزهایی بیندیشد که در قاب غایب است” با تمام احترامی که برای آقای علایی قائلم باید بگویم البته این ارزش عکاسی است، لحظه قطعی در واقع لحظه ایست که باید در ذهن جریان پیدا کند و اگر حتمیت متن را به ان اضافه کنیم تنها یک گونه آن را گسترش داده ایم، در واقع لحظه قطعی در عکاسی چیزی متفاوت از انجماد است، Decisive Moment آن لحظه ثبت شده در جریان واقعه پایان نیافته است، لحظه ای که می تواند به قبل و بعد آن گواه باشد و ارزشش به ان است که روایت ساخته شده در ذهن هیچ دو بیننده ای یک سان نخواهد بود.

در ادامه متن  آمده است ” روایت ها و عکس ها اگرچه در این اثر با هم درآمیخته اند اما هر دو هویتی مستقل دارند”  که به نظر این حقیر این گونه نیست یا لا اقل در بیستر صفحات این گونه نیست. عکس ها می توانند بر هویت مستقل خود تاکید کنند، اما متن های آقای مستور بی اندازه محتاج به توضیح این عکس ها هستند، و به قدری از لذت شان کاسته خواهد شد در یک ارائه مستقل که می توان آن را درک کرد، حال در مورد عکس ها درست بلعکس است، یعنی ارزش ارائه منفرد عکس ها به مراتب بیشتر خواهد بود. با این همه از این مجموعه  دفاع می کنم به علت کمی نشر عکس و نه به علت کیفیت بالای آن، صفحات درخشانی نیز در کتاب هست از جمله صفحه 34-35 و همچنین 42-43 که از ارائه شان معذور شدم  به علت تذکر ناشر در اول کتاب ” هرگونه استفاده از عکس ها بدون اجازه عکاسان به کلی ممنوع است”. ولی عکس کیارنگ علایی را که بر روی جلد هم کار شده به اضافه متن حاشیه آن یعنی صفحات 82-83 را بدون کسب اجازه می آورم.


در پیچ های تند کوچه ها

و صعود های مکرر و ناهموار

و لبه های تیز سنگ های وحشی

و از نفس افتادن های مداوم بعدازظهر

و فرسایش و خستگی

و پلکان

و پلکان

و پلکان های بی حاسل و ...

و رازهای بزرگ خانه های کوچک آدم های معمولی پناه گرفته است زندگی.

اگر...

اگر هنوز زنده مانده باشد


.
.
.
عکس از کیارنگ علایی photo by Kiarang Alaei
متن : مصطفی مستور

Share this post:
  • Digg
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Mixx
  • Google Bookmarks
  • Balatarin
  • FriendFeed
  • RSS
  • Twitter

Post a comment

Animal Photography (4)
Artists (93)
Authors (8)
Black & White (36)
Books (12)
DailyLife (76)
DailyWriting (52)
Drawing (2)
Drawing Books (1)
Illustrator (3)
Lawyer (2)
Musician (5)
Painters (11)
Philosopher (4)
Photographers (11)
photography (17)
Photography Books (7)
Political (8)
Political Persons (12)
Portrait (96)
Puppet theater (7)
Still Life (3)
Theatre (110)

WP Cumulus Flash tag cloud by Moussa Hashemzadeh requires Flash Player 9 or better.


  • اسب مرده
  • عبدالعلی ادیب برومند
  • حسین شاه حسینی
  • سودابه اسماعیلی
  • صادق زیباکلام
  • محمدعلی دادخواه
  • هادی خانیکی
  • محمد رجبی
  • فرشاد مومنی
  • دکتر رضا داوری
  • فریدون سحابی
  • سید محمدرضا بهشتی
  • مصطفی ملکیان
  • دختران مهندس مهدی بازرگان
  • سعید حجاریان
  • سید محمود دعایی
  • محمدرضا لطفی / در ازل پرتو حسنت زتجلی دم زد
  • نغمه ثمینی
  • در شوره زار – روایت زرد
  • در شوره زار – روایت قرمز
  • تمرین نمایش “در شوره زار”-2
  • تمرین نمایش “در شوره زار”-1
  • مرز
  • روایت ناتمام یک فصل معلق
  • پسران آفتاب
  • پیمان هوشمندزاده
  • زمان لرزه
  • در حاشیه انتخابات ریاست جمهوری
  • سه مرثیه هذیان
  • روز سیاوش
  • غبار
  • مرده ریگ
  • ویتسک Woyzeck
  • مکبث
  • عجایب المخلوقات
  • آمدیم نبودید رفتیم
Free counter and web stats *****
*****