از اوایل دهه 1970 که جنبش های فیمینستی شروع به طرح پرسش هایی در باب هویت تاریخی هنرمندان زن و منزلت آثار زنان هنرمند به صورت جدی نمودند، رویکردهای متفاوتی نسبت به آثار زنان شکل گرفت، گاهی زنان را به گونه ای متفاوت از مردان در بررسی آثار مورد نقد و ارزش یابی قرار می دادند و در آثار آنان به شیوه ای خاص به دنبال تفوتی بودند تا آن را زنانگی حاکم بر اثر بنامند، و در غالب موارد این موید منفی تلقی می شد؛ گاه نیز با برجسته نشان دادن تاریخ هنر مردانه که آن را در اساس بر پایه ای متفاوت از تارخ هنر می سنجیدند رد پایی از اثر را می یافتند تا به ناخالصی موجود در اثر اصرار بورزند. اتفاق ناشی از این برخورد مقابله گرانه با جنبش های هنری فیمینیستی در اواخر دهه 1970 به رویکردهای شاخصی همچون چیدمان “مهمانی شام” (The DinnerParty) اثر “جودی شیکاگو” (Judy Chicago)و یا سلف پرتره های “سیندی شرمن” (Cindy Sherman)منجر شد. در واقع هرچند آثار شاخص هنرفیمینیستی در این دوران به نحوی قاطع از پیش داوری هایی که در مورد هنر زنان صورت می گرفت کاست و توانست در جریان چند دهه بعد با مطرح نمودن هنرمندان شاخص خود در سطح بین المللی آزادی بیشتری را برای زنان کسب کند ولی اندیشه کهنی که در اذهان نسبت به هنر زنان وجود دارد، نوعی هنر درجه دو را اللخصوص در کشورهای جهان سوم به زنان منتسب می کند که گاه موجب سرخوردگی و یا به نیمه پر لیوان موجب اپوزیسیون قرار گرفتن هنر آنان در جامعه می شود. در ابتدای امر خواستم خلوص نیت خود را نسبت به جامعه هنری زنان و در میان آنان هنرمندان بزرگی چون سیندی شرمن و جنی ساویل و در کشور خودمان هنرمندانی چون پروانه اعتمادی، معصومه مظفری، نیما ورامینی و جوانترهایی مثل راشین خیریه و نازلی تحولی دارم را بیان کنم و در میان این بزرگ ترها رد پای کوچکترهایی را متذکر شوم که اگر به آنها بها داده نشود در این زمستان نه در چند زمستان آینده تضمینی به بقایشان نیست. در دانشگاه های هنری کشور جمعیت غالب دختران نه تنها پس از دانشگاه به مسیری متفاوت کشیده میشود بل تبدیل به جمعیت بسیار اندکی در مقابل خیل مردان شاغل در سطح حرفه ای هنر کشور می شود، اگر در دو مدرسه هنری کشور درس نخوانده بودم به همان فکر کهنی رجوع می دادم که در بالا به ان اشاره کردم ولی به چشم خود دخترانی را دیده ام که با قدرت احساسشان و گاه به مدد همت، ذوقی سرشار در طراحی و شناختی عجیب در رنگ پیدا می کنند و به طرفه العینی پس از اتمام دانشگاه یا به کاری مرتبط در اداره ای بسنده می کنند که در بهترین حالت ان معلمی هنر است ( و چه بسیارند معلمان هنری که سالهاست بوی رنگ در اتاقشان نپیچیده) و یا فراموششان می شود که گویا رشته ای هنری خوانده اند کلا بوم و رنگ را بوسیده به کنجی می نهند برای سالهایی در آینده تا به زمره خاطره ای شیرین بدل شود یا به فراموشی ذهن سپرده. همه این ها را گفتم تا بگویم نمایشگاه گروهی نقاشیهای پونه اوشیدری، مونا خسروشاهی، گلرخ محتاج الفضل و وانا نبی پور درگالری آریا نوید دخترانی را می دهد مشتاق به نقاشی با استعدادی سرشار که می توانند در بسیاری از سطوح از رقبای مردانه اشان پیشی گیرند، از میان شان آثار دوتن را بیشتر نزدیک به خلوص نقاشانه شخصی یافتم.
اول پونه اوشیدری که با الگو قرار دادن تکنیک و دیدگاه نسبی حاکم بر آثار اگون شیله(Egon Schiele) نقاش اتریشی به بیانی شخصی درآثارش دست یافته، قرابت ظاهری تکنیک آثار اوشیدری در لایه ای متفاوت از دیدگاه شیله به بوم نشسته و در دو اثر شاخص تر این مجموعه اش به استقلالی در خور دست یافته بود. توانایی ستودنی او در طراحی ارزش اجرایی کار را به مراتب افزوده، حال آنکه آثار فارغ از تکنیک به مضامین بیانی خاصی نیز اشاره دارد که خود در این زمانه سترون از معنا، ارجمند است.دوم وانا نبی پور که از نظر من به حکم اجرا کارهایی در خور ارائه داده است در گوشه هایی از کار تکنیک را به کار چربانده که خود از بیان کار کاسته است. دو دیگر هنرمند حاضر در این مایشگاه به رغم توانایی های خاص تکنیکی و اجرایی که به نمایش گذاشته اند درگیر چیزی بیشر نیستند و این می تواند یاد آور هنرمندان بسی بزگتر از ایشان را تنها زنده کند هرچند بیان شخصی یا بیان اندیشه در اثر اتفاقی نیست که به سادگی یافتنی باشد.
Animal Photography (3)
Artists (63)
Authors (1)
Books (11)
DailyLife (60)
DailyWriting (40)
Drawing (2)
Drawing Books (1)
Illustrator (2)
Musician (4)
Painters (9)
Photographers (7)
photography (12)
Photography Books (6)
Political (8)
Political Persons (2)
Portrait (53)
Puppet theater (4)
Still Life (2)
Theatre (63)
WP Cumulus Flash tag cloud by Moussa Hashemzadeh requires Flash Player 9 or better.
This post has 4 comments
سپاس
agha ma mikhaim adabi benevisim shaene honarmando rayat konim vali az ghadim goftan aghayoon dast khanooma raghs hala barax agha cheghad khanooma aghayoon kardin too matnetoon .be har hal mokhlesim dametoon garm
binahayat merccc az matni ke rajebe namayeshgahe ma neveshti…va vaghit ke gozashti va karhamoono dd va aks gerefti..aksaaaaaaaaaat aliyaaaaaaan…:D hamashoono save kardam,az aval ta haminjaaa….
albate chera dorough ..NA HAMASHOONO..:D